ماه رمضان امسال در حالی فرارسیده که جامعه بیش از هر زمان دیگری درگیر جنگ روایتها و اخبار جعلی است. در این شرایط، آیا روزهداری میتواند ابعادی فراتر از خودسازی فردی پیدا کند و به یک کنش اجتماعی مؤثر تبدیل شود؟ چگونه میتوان از این فرصت معنوی برای تقویت سپر دفاعی جامعه در برابر دروغ و تحریف استفاده کرد؟
حجتالاسلام دکتر محمد ملکزاده، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در گفتوگوی پیش رو، ابعاد این جهاد تبیین را تشریح میکند. او معتقد است روزه واقعی در دنیای امروز، امساک از بازنشر شایعه و خودداری از قضاوتهای عجولانه است.

میدان نبرد جدید؛ ذهن، باور و ادراک
دکتر ملکزاده در ابتدا با اشاره به اینکه ماه مبارک رمضان تنها زمانی برای امساک از خوردن و آشامیدن نیست، تصریح میکند: ماه رمضان خودکنترلی همهجانبه انسان مؤمن است؛ نوعی خودکنترلی که در روزگار ما، بیش از هر زمان دیگر باید در عرصه عقل، زبان، قلم و رفتار رسانهای معنا پیدا کند. اگر در گذشته، تهدید اصلی متوجه جسم و سرزمین بود، امروز تهدیدی عمیقتر و پنهانتر، ذهن، باور و ادراک انسانها را هدف گرفته است.
وی با ترسیم مختصات جهان معاصر، به تبیین ماهیت جنگهای نوین پرداخته و توضیح میدهد: ما در جهانی زندگی میکنیم که جنگها، پیش از آنکه در میدانهای نظامی تعیین تکلیف شوند، در میدان روایتها، چارچوببندیها و تصویرسازیهای ذهنی به سرانجام میرسند. در اغتشاشات شناختی سالهای اخیر، بارها دیدهایم چگونه یک خبر جعلی، یک تصویر تقطیعشده یا یک روایت تحریفشده، میتواند جامعه را ملتهب و حقیقت را قربانی هیجان کند. قرآن هشدار میدهد: «إن جاءکم فاسقٌ بنبإ فتبینوا»؛ خبر را بدون بررسی نپذیرید. این آیه، منشور اخلاق رسانهای مؤمن در عصر شبکههای اجتماعی است. در چنین فضایی، عقل مؤمن نیز نیازمند نوعی امساک و خودداری است؛ خودداری از سادهانگاری، هیجانزدگی، تحلیلهای سطحی و قضاوتهای شتابزده. جنگ روایتها، دقیقاً بر همین ضعفها بنا شده است: تحریک احساسات، دوگانهسازیهای کاذب، حذف زمینهها و تقطیع واقعیتها.
هر کاربر، یک سرباز در جنگ شناختی
عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با تعریف روزه عقل، به تشریح مسئولیت فردی در این عرصه میپردازد: روزه عقل یعنی تمرین بازگشت به معیارهای حق و باطل پیش از هر داوری و موضعگیری عجولانه. زبان و قلم نیز در این میدان، ابزارهایی بیطرف نیستند. هر سخن، هر متن و هر بازنشر، یا در خدمت روایت حق قرار میگیرد یا ناخواسته به تقویت روایت دشمن میانجامد. روزه زبان، تنها پرهیز از غیبت و دروغ فردی نیست؛ بلکه پرهیز از انتشار شایعه، تحقیر اجتماعی، تخریب سرمایههای معنوی و تضعیف امید جمعی است. روزه قلم، خودداری از سیاهنمایی، اغراق، تحریف و بازتولید ادبیات دشمن است.
دکتر ملکزاده با اشاره به نقش هر فرد بهعنوان یک رسانه در دنیای امروز، میافزاید: در عصر شبکههای اجتماعی، هر فرد یک رسانه است و هر کاربر، یک بازیگر در میدان جنگ شناختی. دشمن با سرمایهگذاری کلان بر عملیات روانی، میکوشد روایت خود را بدیهی، اخلاقی و ناگزیر جلوه داده و در مقابل، روایت مقاومت، دین و انقلاب را غیرعقلانی یا پرهزینه نشان دهد. در این میدان، بیدقتی مؤمن میتواند به اندازه یک کنش خصمانه، خسارتبار باشد. رمضان با فضای معنوی و تربیتی خود، فرصتی استثنایی برای بازسازی سپر معرفتی جامعه مؤمنان فراهم میکند. این ماه، اردوگاه تمرین جهاد تبیین است؛ جهادی که نه با فریاد، بلکه با عقلانیت، صداقت، صبر و مسئولیتپذیری رسانهای پیش میرود. اگر در گذشته، روزه انسان را برای جهاد در میدان سخت آماده میکرد، امروز روزه عقل، زبان و قلم، انسان مؤمن را برای ایستادگی در خط مقدم جنگ روایتها مهیا میکند. بنابراین رمضان ماه امساک از خوراک است؛ اما پیش و بیش از آن، ماه امساک از خطا در فهم، لغزش در گفتار و خیانت در روایت حقیقت است. وی بر تعریف حقیقی روزهداری در عصر حاضر تأکید کرده و میگوید: میتوان گفت روزهداری حقیقی، تنها امساک جسم نیست؛ بلکه روزه زبان از دروغ، تهمت، تحقیر و شایعه و روزه قلم از تخریب، سیاهنمایی و بازتولید روایت دشمن است. در فضای رسانهای امروز، هر کاربر، یک رسانه است و هر بازنشر، یک موضعگیری اخلاقی و سیاسی محسوب میشود. رمضان، ماه تمرین و بازآموزی این مسئولیت فراموششده است.
گناه اجتماعی سکوت؛ وقتی بیطرفی، خیانت به حقیقت است
اما چرا سکوت در برابر انحرافات، گناه اجتماعی است؟ دکتر ملک زاده پاسخ میدهد: در منطق دینی، گناه صرفاً یک خطای فردی و شخصی نیست؛ بلکه هر رفتاری که به تضعیف حقیقت، گسترش باطل یا اخلال در نظم اخلاقی و معرفتی جامعه بینجامد، واجد بُعد اجتماعی است. از این منظر، سکوت در برابر انحرافات بهویژه انحرافات فکری، اعتقادی و رسانهای نه بیطرفی، بلکه نوعی کنش منفی و مشارکت غیرمستقیم در بازتولید خطاست. سکوت، بیعملی خنثی نیست؛ «موضع» است. در شرایط عادی، سکوت ممکن است نشانه حکمت یا پرهیز از نزاع تلقی شود اما در شرایطی که حقیقت مورد تحریف قرار میگیرد یا باطل در حال تثبیت شدن است، سکوت دیگر بیطرفی نیست. در چنین وضعی، فضای عمومی بهصورت طبیعی توسط صدای بلندتر و روایت مسلط اشغال میشود. اگر صدای حق خاموش بماند، این خلأ را باطل پر میکند. از همینرو است که در جنگ روایتها، سکوت خواص جامعه، عملاً به معنای واگذاری میدان به جریان تحریف است. قرآن کریم، کسانی را که «حق را میدانند و کتمان میکنند» مورد نکوهش شدید قرار میدهد؛ زیرا کتمان حق، آثار اجتماعی و گمراهکننده دارد.
این استاد حوزه و دانشگاه با واکاوی پیامدهای سکوت، بحث را ادامه میدهد: نکته مهم دیگر این است که انحراف، اگر تبیین نشود، عادی میشود. یکی از خطرناکترین پیامدهای سکوت، عادیسازی انحراف است. بسیاری از انحرافات فکری و رفتاری، با تکرار، القای تدریجی و بیپاسخ ماندن جا میافتند. وقتی تحریفها بیپاسخ بمانند، بهتدریج از امر نادرست به نظرِ قابلقبول و سپس به امر بدیهی تبدیل میشوند. در این نقطه، جامعه دیگر دچار خطای فردی نیست؛ بلکه دچار انحراف در عقل جمعی شده است. سکوت در برابر این فرایند به معنای همراهی با تخریب زیرساختهای فکری جامعه است.
وی با تفکیک مسئولیتها براساس سطح آگاهی، توضیح میدهد: مسئولیت عالِم و آگاه، سنگینتر است. در معارف اسلامی، مسئولیت افراد به اندازه سطح آگاهی و اثرگذاری آنان تعریف میشود. سکوت کسی که نمیداند، با سکوت کسی که میداند و میتواند روشنگری کند، یکسان نیست. پیامبر اکرم(ص) میفرمایند: وقتی بدعتها آشکار میشود، بر عالِم واجب است علم خود را آشکار کند؛ وگرنه مورد مؤاخذه الهی قرار میگیرد. در این منطق، سکوت نخبگان، علما، صاحبان تریبون و اصحاب رسانه، صرفاً یک انتخاب شخصی نیست؛ بلکه ترکِ وظیفه اجتماعی است؛ وظیفهای که با «امر به معروف» و «نهی از منکر» پیوند خورده است.
شکستن سکوتهای مرگبار
وی با تشریح آثار مخرب سکوت بر پیکره اجتماع، اظهار میکند: سکوت، اعتماد عمومی را قربانی میکند. یکی از آثار مخرب سکوت در برابر انحرافات، فرسایش اعتماد اجتماعی است. وقتی مردم میبینند انحرافات آشکار، بیپاسخ میماند یا تحریفها از سوی اهل علم و تریبون اصلاح نمیشود، این تصور شکل میگیرد که یا حقیقتی در کار نیست یا همه چیز معاملهپذیر است. این وضعیت، سرمایه اجتماعی را تضعیف و جامعه را مستعد بیاعتمادی، بدبینی و یأس میکند. در مقابل، تبیین بهموقع حتی اگر همراه با سختی باشد، میتواند اعتماد را احیا کند؛ زیرا جامعه احساس میکند حقیقت، صاحب دارد. این در حالی است که سکوت، راه را برای ظلم ساختاری هموار میکند. بسیاری از ظلمهای بزرگ، با سکوتهای کوچک آغاز شدهاند. تحریف یک مفهوم، توجیه یک خطا، یا نادیدهگرفتن یک انحراف میتواند بهتدریج به قانون، رویه و ساختار ناعادلانه تبدیل شود. در چنین شرایطی، سکوت اولیه دیگر قابل جبران نیست؛ زیرا انحراف نهادینه شده است. به همین دلیل در اندیشه اسلامی، سکوت در برابر ظلم نهتنها ظلمستیزی نیست، بلکه نوعی همراهی منفعلانه با ظلم تلقی میشود.
دکتر ملکزاده در پایان، جهاد تبیین را بهعنوان راهکار اصلی مقابله با انحراف معرفی و خاطرنشان میکند: بهترین راه برای مواجهه با این خطر، جهاد تبیین است؛ جهادی که هدف آن، شکستن سکوتهای خسارتبار و جلوگیری از تثبیت باطل است. جهاد تبیین الزاماً به معنای جنجال، افشاگری هیجانی یا تخریب اشخاص نیست؛ بلکه به معنای روشنگری مسئولانه، مستدل و اخلاقمحور است. در این چارچوب، سکوت زمانی فضیلت است که به حفظ حقیقت کمک کند و سخن گفتن زمانی واجب است که سکوت به تحریف و انحراف میدان بدهد. بر این اساس سکوت در برابر انحرافات، گناه اجتماعی است؛ چون به تثبیت باطل کمک میکند، عقل جمعی را دچار خطا کرده، اعتماد عمومی را تضعیف میکند و زمینهساز ظلم و انحراف ساختاری میشود. در عصر جنگ روایتها، بزرگترین خطا، خاموش ماندن صدای حق بوده و رمضان بهترین فرصت برای شکستن این سکوت با بصیرت، اخلاص و مسئولیتپذیری به شمار میرود.






نظر شما